رفتن به بالا

صدایی از اعماق وجود ساحل نشینان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۹۶
  • الأربعاء ۳ ربيع أول ۱۴۳۹
  • 2017 Wednesday 22 November

مهر ۱۳۹۵ - پایگاه خبری تحلیلی صدای ساحل

پروژه نفوذ فرهنگی و تغییر تعریف ها

چرا فشن نوعی از آراستگی شده است؟

ازآنجاکه فرهنگ یک مقوله اجتماعی است و ریشه در بنیان‌های اعتقادی و یا آداب‌ورسوم یک جامعه دارد معمولاً با تقابل صریح نمی‌تواند با آن مقابله ...

جنبش مبارزه با زباله در شبکه های اجتماعی؛

هشتگ هایی که فرهنگ می سازد

خوشبختانه و علی رغم مخاطرات فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی شبکه های اجتماعی، اخیرا تحرکاتی مثبت در راستای فرهنگ سازی و استفاده بهینه از این ابزار ...

علی نادری

ماجرای FATF به زبان ساده چیست؟

نهاد FATF  یک نهاد مالی در ظاهر بین المللی است که ذیل گروه G7 شکل گرفته و کارویژه خود را پیگیری شفافیت مبادلات مالی برای ...


پیام رهبر انقلاب به مناسبت هفته دفاع مقدس:

سلام خدا بر شهیدان

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، صبح امروز (پنج‌شنبه) به ‌مناسبت هفته‌ی دفاع مقدس و روز تجلیل از شهیدان و ایثارگران، پیامی صادر کردند. متن ...

امروز، همه می پرسند:

برادر رئیس‎جمهور دقیقا کجاست؟

حسن روحانی تصمیم گرفته است که برادرش را از موج انتقادات دور سازد تا رفتار‎های پیرامون حسین فریدون در انتخابات ریاست‎جمهوری برای وی هزینه‎ساز نباشد.  جلسه ...

رئیس اسبق سازمان هواپیمایی کشور:

آمریکا به ایران هواپیما نخواهد فروخت

رضایی نیارکی اظهار داشت که فروش هواپیمای آمریکایی به ایران منوط به بهبود روابط بین آمریکا و ایران است و تا زمان عدم بهبود روابط، ...


آخرین مطالب

یادداشت ویژه

اندر اخبار عجیب این روزها...

از همایون شجریان و سحر دولتشاهی تا… ما!

 این خصوصی‌ترین بخش زندگی هر آدمی است و هر کسی بالقوه می‌تواند چنین رابطه‌ای را با نزدیک‌ترین انسان در زندگی‌اش داشته باشد. آن‌قدر این بخش خصوصی است که به هیچ‌یک از ما مربوط نمی‌شود. صراط: خبر کوتاه بود: «ازدواج کردند!» خبری که به‌سرعت در دنیای آدم‌های سردرموبایل به خبری داغ تبدیل شد و دهان‌به‌دهان چرخید و آدم‌های پشت تلفن خبر را برای همدیگر تکرار کردند. آن‌ها که خبر کمتری داشتند، در اینترنت گوگل کردند: «ازدواج این یکی با آن یکی». کاربران شبکه‌های اجتماعی جزئیات را سرچ کردند و هرچه بیشتر کاویدند، کمتر چیزی یافتند؛ خبر یک منبع بیشتر نداشت؛ منبعی که معلوم نبود کیست و هیچ خبر دیگری جز همان شایعه‌ نصفه و نیمه بین علاقه‌مندان آن دو هنرمند، دست‌به‌دست نمی‌شد. به صفحات‌شان که مراجعه می‌کنی، حجم انبوهی از گفت‌وگوهای کاربران شبکه‌های اجتماعی را پای واپسین عکس‌های آن‌ها می‌بینی. همه می‌خواهند از جزئیات این رابطه با خبر شوند و بسیاری از کاربران و مخاطبان، با سخیف‌ترین جمله‌ها نظرات خودشان را درباره‌ «به هم آمدن این هنرمند با آن هنرمند»، «سعادتمندی این یکی به خاطر ازدواج با آن یکی» می‌گویند. تأکید می‌کنم: با سخیف‌ترین جمله‌ها! گوشی می‌لرزد. پیامی آمده است با این مضمون: «انتشار نامه‌های خصوصی هنرمند نقاش برای محبوبش». نامه را باز می‌کنم. چند سطر اول را می‌خوانم. نامه اشاراتی است به خاص‌ترین روابط آدمی با آدم دیگر. نامه را می‌بندم. حال تهوع دارم. این خصوصی‌ترین بخش زندگی هر آدمی است و هر کسی بالقوه می‌تواند چنین رابطه‌ای را با نزدیک‌ترین انسان در زندگی‌اش داشته باشد. آن‌قدر این بخش خصوصی است که به هیچ‌یک از ما مربوط نمی‌شود. اما آن نامه و نامه‌های دیگر آن هنرمند بین مردم دست‌به‌دست می‌شود و در محافل و گعده‌ها درباره‌اش صحبت می‌کنند. ساعاتی بعدتر، در گشت‌زنی‌های معمول در شبکه‌های اجتماعی می‌بینم کاربران، مخاطبان و دیگرانی که بیهوده وقت‌شان را در آن شبکه‌ها دود می‌کنند، سر شوخی‌های نامعمول، نامحترمانه و البته سخیف را با آن هنرمند معروف بازکرده‌اند و با شنیع‌ترین شکل‌ها رابطه‌ خصوصی‌ِ او را تمسخر می‌کنند. بازیگر جوان تلویزیون که از قضا بازیگر شناخته‌شده‌ای هم نیست، به‌اشتباه در اینستاگرامش عکسی از لباسی خصوصی را هم‌خوان می‌کند. کارشناسان در شبکه‌های اجتماعی زوایای مختلف این اشتباه را می‌کاوند. در تحلیل ریشه‌های این اشتباه داستان‌سرایی‌ها می‌کنند و نهایتا با سخیف‌ترین جمله‌ها او را مورد طعنه و تحقیر قرار می‌دهند. توی تاکسی نشسته‌ام. صندلی عقب، نفر وسطی‌ام. صندلی جلو زنی سالخورده و چاق نشسته است. زن از پادردش برای راننده می‌گوید. لهجه‌ شمالی دارد. مستمری‌بگیر است و می‌خواهد راننده او را روبه‌روی بانک رفاه پیاده کند. زن برای راننده و ما از بدبختی‌هایش می‌گوید. ما سه نفر که عقب نشسته‌ایم، هیچ نمی‌گوییم. تنها به حرف‌های زن گوش می‌کنیم. پادرد امان زن را بریده. به سختی راه می‌رود. معترض است که چرا باید برای کارهای اداری از این سوی شهر به آن سو برود و توان مالی ندارد که دربست بگیرد. زن پرحرفی می‌کند. بی‌آن‌که مسافران چیزی در پاسخ به او بگویند، یک‌سره حرف می‌زند. از سر به خیابان کشیدن ...