رفتن به بالا

صدایی از اعماق وجود ساحل نشینان

تعداد اخبار امروز : 4 خبر


  • سه شنبه ۴ مهر ۱۳۹۶
  • الثلاثاء ۵ محرم ۱۴۳۹
  • 2017 Tuesday 26 September

لیلا فیضی بایگانی | پایگاه خبری تحلیلی صدای ساحل

آخرین مطالب

یادداشت ویژه

یادداشت دانشجویی/

نقدی بر ساعت ۵ عصر

یادداشت دانشجویی، زمانی که بخواهید اندکی درباره تلویزیون و سریال‌های کمدی و طنز فکر کنید بعید است نامی آشنا یعنی مهران مدیری به حافظه شما خطور نکند. مدیری که از سال ۱۳۷۲ در تلویزیون درخشید تا همین اواخر با مجموعه دورهمی همیشه برای مردم فردی کار بلد و متخصص در کمدی بوده حال برای اولین بار دست به ساخت فیلم سینمایی زده و خواسته کارنامه‌اش را پربارتر از گذشته کند. مدیری که در این چند سال اخیر بعد از آشتی با تلویزیون سعی کرد دوباره همان مدیری شب‌های برره شود ابتدا دو سری از سریال در حاشیه را ساخت و خوب نشد آنچه باید می‌شد و در نهایت با اعتراضات گسترده پزشکان و وزارت بهداشت ناقص ر‌ها شد. بعد از آن مهران مدیری به تقلید از شوهای خارجی، برنامه دورهمی را ساخت که خوب این بار گرفت و توانست خنداونه رامبد جوان با عروسک محبوبش را هم در نظرسنجی‌ها پشت سر بگذارد و پرمخاطب‌ترین برنامه تلویزیون شود. مدیری که به اذعان خودش دیگر توان ساخت سریال را ندارد، می‌خواهد شهرت و توانایی‌اش را به سینما بیاورد که خوب مسلماً وقت و انرژی کمتری نسبت به سریال خواهد گرفت. اولین قدم فیلم سینمایی ساعت ۵ عصر بود که این روز‌ها در حال اکران در سینماهای سراسر کشور است. ساعت ۵ عصر که به خاطر نام مدیری با استقبال خوبی همراه شده آن فیلمی که از مدیری انتظار می‌رفت نیست، مدیری همان روش خود در سریال‌هایش را این بار در یک جامعه مدرن و با فرد بالاشهری امتحان کرده است. سیامک انصاری در نقش پرهام یک وکیل پولدار است که نقش همان کیانوش شب‌های برره را بازی می‌کند. پرهام در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرد و با آدم‌هایی برخورد می‌کند و سعی دارد مشکلات دیگران را حل کند تا به مشکل اصلی خود برسد همان‌گونه که کیانوش در شب‌های برره با آن روبرو بود. فیلم با فضایی آرام و نرمش صبحگاهی پرهام شروع می‌شود و یواش‌یواش ماجرا‌ها ابتدا با قطع شدن آب و درگیری همسایه ادامه پیدا می‌کند. از طرفی امروز آخرین روز پرداخت وام پرهام است و تا ساعت ۵ عصر وقت دارد خود را به بانک برساند. ماجراهای مختلف برای پرهام پیش می‌آید و او یکی‌یکی باید آن‌ها را حل کند هر چند که عنصر اغراق باید در فیلم وجود داشته باشد، ولی سردرگمی مخاطب را نمی‌تواند توجیه کند. پرهام در درگیری با همسایه‌اش به بیمارستان می‌رود بیمارستان شلوغ است و یک پرستار مهربان با پرهام خوش‌رفتاری می‌کند. در واقع ما متوجه نمی‌شویم نقش این پرستار چه بود و اگر حذف می‌شد داستان به چه مشکلی برمی‌خورد. در واقع فیلم مدیری را می‌توان مانند زنجیره عطسه ساخته خودش دانست که از چندین آیتم جدا از هم ساخته شده و بعد پشت سر هم قرار گرفته است. ارتباط‌ها کاملاً گنگ و فلسفه وجودی ماجرا‌ها کاملاً مبهم است. درگیری فیلم در بهشت‌زهرا، وارد شدن به تاکسی که نادر با بازی امیر جعفری، یک معتاد است و ماشین را به داخل یک مغازه می‌برد برای چه ...